تبليغاتX
دوستاران
 

سلام به دوستای گل

 

۱- عشق  اول  تنهاش  گذاشت  و رفت پیش خدا، اما به

نظر  من  این عشق  نبود ، عشق همیشگی میشه، اگه

این عشق بود جاودانه بود ، همیشه میموند ، پس بخاطر

یه عشق دیگه گذاشت رفت ؟

 

۲- عشق دومش!!!  نه نه عشق آدم نباید بهش خیانت

کنه، اینو نمیشه اسمشو گذاشت عشق، کسی که به

عشق خیانت کنه شیطانه، خیانت عشق بخشش نداره،

اصلا چی باعث میشه عشق از یاد آدما بره ؟ پول ، تیپ،

قیافه، دمبه، آدما ؟؟ اصلا کی معنی عشق رو میدونه؟؟

 

 ۳- عشق میدونید چیه ؟؟؟

عشق همون خداست که تو وجود همه شما هست،

میدونید یعنی چی؟یعنی بی منت دوست داشتن، یعنی

بی منت حس کردن ، کدوم یکیتون تا حالا عشق ورزیدن

به خدا رو تجربه کردین؟ اوونم بی منت و بی حاجت ؟؟؟

 

به نظر من عشق یک کلمست ولی یک دنیا معنی داره

 

 

 

|+| نوشته شده توسط س..... در دوشنبه سوم آبان 1389  |
 

سلام

بچه ها همتون خوبین ؟؟؟؟؟

چه خبر؟؟؟؟؟

دوباره اومدم

اول میخوام از وردای عزیز تشکر مخصوص کنم و بهترین هارو براش آرزو کنم،

وردا جان ممنون از احساس همدردیت و چشم بصیرت زیبات

و بعد از همه شما دوستان که به من لطف دارید و همیشه اینجارو سبز میکنید

ایندفعه در مورد یه چیز جالب و خوب آپ میکنم.

 

مرگ

 

البته چون خودم تا حالا 2 بار تجربه دیدن ازراعیل رو داشتم خواستم در این مورد باشه، دومین بارش همین چند روز پیش بود، یه مدته سردردهای خیلی شدید میاد سراغم، اون روز از درد سرم تکون نمیتونستم بخورم، انگار قدرتم تحلیل رفته بود،  رفتم دکتر ، یه سری آزمایش و عکس برداری انجام دادم و برگشتم، از درد سرم خوابم نمیبرد که ساعت تقریبا 3.30 شب بود، بلند شدم برم یکم قدم بزنم تا شاید سردردم بهتر بشه، رفتم درو باز کردم، در حال قدم زدن تو کوچه بودم که دیدم  یه  مرد میانسال زیر یه درخت نشسته بود، چشمم بهش خورد خیلی خوشحال شدم، انگار منتظرش بودم، تقریبا 45، 50 ساله به نظر میومد، چقدر صداش آرم بخش بود، انگار این صدارو میشناختم، چه حس خوبی بود، آرامش کامل، سردردم به کلی خوب شده بود و من محو این مرد میانسال بودم، حس کردم که مدت زیادیه براش خیلی بی قراری و دلتنگی میکنم، یعنی وقتی دیدمش تازه فهمیدم چقدر دلم براش تنگ شده بود، ازم پرسید منو میشناسی ؟؟؟ هیچی نتونستم بگم چون خیلی برام آشنا بود ولی من نتونستم بشناسمش، گفت مهم نیست، چه خبر؟؟ حالت خوبه ؟؟ گفتم آره سردرد خیلی شدید داشتم که خدارو شکر خوب شد، بعد خودبه خود شروع کردم درد دل کردن، خیلی حرف زدم، از همه زندگیم براش گفتم و هر چیزی که براش میگفتم تصویرش هم بود، انگار داشتن زندگیمو از بچگی تا الان به نمایش میزاشتن و بعد سکوت کردم، سکوت قشنگی بود، با هیچ چیزی تضاد نداشتم، به هیچ چیز وابستگی نداشتم، دلتنگ هیچ چیزی نبودم، انگار هزاران سال بود میشناختمش، تو همین فکرا بودم که از کنارم بلند شد و رفت، صداش زدم گفتم حاجی کجا داری میری، وایستا منم بیام، میخوام باهات بیام، کلی حرف دارم، وایستاد، گفت خوب بگو، هرچی فکر کردم دیدم همه حرفامو براش گفتم، برگشت گفت نگران نباش، زود برمیگردم، زودتر از اون چیزی که فکرشو کنی بر میگردم، ایندفعه دلت برام تنگ نمیشه، حالا تو برو هم چند تا کار داری، هم دارن صدات میزنن، ولی من چون خیلی دلم میخواست باهاش برم، برگشتم درو بستم که دنبالش برم، ولی دیگه نبود، تا سر کوچه رفتم و ندیدمش، با خودم گفتم خدایا این کی بود که من یادم نیومد کیه !!!!! ولی 7، 8 ساعت باهاش حرف زدم و درد دل کردم، اصلا چرا انقدر دلم میخواست باهاش برم؟؟؟؟؟؟ تو فکر برگشتن بودم برم یه چرت بزنم و یه صبحانه بخورم و برم دنبال کارام که خودمو توی خونه دیدم، وقتی اومدم تو، دفتر چک و حسابام روی میز نظر منو جلب کرد، مثل آهنربا منو داشت میکشید سمت خودش، یه نگاه انداختم و اومدم که برم تو جام دراز بکشم و بخوابم، خودمو دیدم،!!! انگار رو خودم دراز کشیدم، بعد که دراز کشیدم یهو حالتم برگشت و احساس سنگینی داشتم، یکی داشت صدام میزد،انگار 2، 3 لیوان آب ریخته بودن تو صورتم، بدنم داشت گزگز میکرد، دست به صورتم زدم، نه خیس بود ، نه عرق کرده بودم، برگشتم به ساعت نگاه کردم دیدم ساعت همون 3.30 شبه!!! ،تعجب کردم و بازم تو سکوت بودم، ولی ایندفعه یه سکوت وحشتناک که سرمو دوباره به درد انداخت، درد وحشتناکیه، بلند شدم رفتم یه لیوان آب خوردم که یهو یادم افتاد  این صدارو چند سال پیش شنیده بودم، بعد یه افسوس خوردموبا خودم گفتم دیدی برای بار دومه که ازراعیل اومد به مهمونیت و تو نشناختیش!!!!!!!!!!!!!!! چند دقیقه گریه کردم و بعد خوابیدم.

بچه ها این داستا واقعی بود، برام واقعا اتفاق افتاده، مرگ چقدر راحت اتفاق میافته.

.بچه ها من عادت دارم بی سلام میام و بی خداحافظی میرم.

 

 

|+| نوشته شده توسط س..... در دوشنبه هفتم تیر 1389  |
 خداحافظی

 

سلام به همه دوستای گلم

میخواهم  از تو بنویسم، خداوندا

تو شگفت انگیزی ، سزاوار دوست داشتن و دوست داشتنی هستی، نه هرگز چون تو بوده و نه کسی چون تو خواهد بود، تو یگانه ای وبدیع و درخورعشق ورزیدن هستی، تو را میستایم و سپاس میگویم، به خاطر آنچه که بر من گذشت، تو را شکرگزارم به خاطر تمام خوشیهایم، خداوندا تو را عاشقانه دوست میدارم، به دلیل باز گرداندن تمام معنویات و ایمان از دست رفته خود، خداوندا تو را شکر میکنم به خاطر همه خوبیهایت.

10 دی سالروز تولد منه ، جلو جلو تولد خودم رو به خودم تبریک میگم

روز تولدم آرزو میکنم تا :

1-     خدایا سلامتی کامل برادرم رو دوباره بهش برگردون،

2-     خدایا اگه گناهی مرتکب شدم به درگاهت توبه میکنم و اگه دلی رو شکستم کمک کن تا مرحمش بشم،

3-     خدایا عمر بلند، با عزت و خوب به پدر و مادرم و بقیه خانواده ام ببخش،

4-     خدایا پدر و مادرم رو دوستشون دارم، ممنون که بهترین پدر و مادر و خانواده رو به من دادی

5-     خدایا من فقط به تو محتاجم، کمکم کن تا موفق و عاقبت به خیر بشم،

6-     خدایا دوست دارم، دوست دارم، دوست دارم.

دوستای گلم یه پروژه کاری بزرگ تو شمال کشور برداشتم، سرم حسابی شلوغ شده و چون احتمال داره دیگه آپ نکنم یکم زیادی نوشتم. امیدوارم همگی موفق باشید. همتون رو دوست دارم و به همه سر میزنم.

1-     اگر میخو.اهید در رحمت خدا باشید با خلق خدا به نیکی رفتار کنید.

2-     هیچ کاری برای ذهن، بهتر از شکرگزاری نیست.

3-     افکار شریفی که در ذهن خود می پرورانید سرانجام به شکل کارهای بزرگ در می آیند.

4-     صداقت بهترین سیاست است.

5-     امید قوه محرک زندگی است.

6-     شتاب از شیطان است و صبر از خدا.

7-     به کسی نیکی کن که مستخق آن نیکی باشد و برای رضای خدا این کار را انجام بده.

8-     اگر به قلبت گوش کنی و مغزت را به کار اندازی، هرگز اشتباه نخواهی کرد.

9-     عدالت پیشه کن تا همیشه توانا باشی.

10- وقتی به خرد درونی خود پی ببرید، خود را باز میابید.

11- بهترین را بخواه و بهایش را بپرداز د.

12- هدیه دادن موجب نزدیکی دلها میشود.

13- شکست تلخ است، اما تلختر و بدتر این است که شکست خود را قبول نکنی و برای موفقیت تلاش نکنی.

14- برای ساده بودن باید خیلی چیزها آموخت.

15- به همه عشق بورز، به تعداد کمی اعتماد کن و به هیچکس بدی نکن.

16- دنیا به تلاش شما پاداش میدهد؛ نه به بهانه هایی که می تراشید.

17- حسادت بزرگترین دشمن عشق است.

18- عاقل کسی است که بیشتر از آنچه که میگوید، بشنود.

 

یه داستان آموزنده :

یه دختر و یه پسر جوون با هم آشنا میشن، پسر وقتی میخواسته بره سر قرار تو راه یه دخترکه قبلا باهاش آشنا بوده جلوشو میگیره و به پسر میگه چرا باور نمیکنی که من دوست دارم، پسر میگه تو به من خیانت کردی و بی اهمیت میگزره  و میره تا به قرارش برسه، پسر با دوست جدیدش به یه رستوران میرن و به پیشنهاد دختر یه فال حافظ باز میکنند ، فال رو میخونند و دختر خیلی خوشحال میشه و میگه با این فال خیلی آروم شدم. پسر میگه من یه غمی رو دارم پشت چشمات میبینم میشه بگی از چی انقدر ناراحت و غمگینی ؟ دختر اشک تو چشماش جمع میشه و سکوت میکنه و چیزی نمیگه، مدتی میگزره از این دوستی، دختر احساس میکنه عاشق شده، پسر میبینه این دختر انقدر خوب بوده که جای عشق قبلیش که از این دنیا رفته رو خیلی خوب پر کرده، از این دوستی مدتی میگزره،  که دختر به ستوه میاد و به پسر میگه تو میتونی به خواستگاری از من فکر کنی ؟ پسر میگه من با این حال که گفته بودم به خاطر مشکلاتی که دارم قصد ازدواج ندارم و برعکس قولی که به هم دادیم تو عاشق شدی و منم عاشق شدم، قبوله، میام خواستگاریت، ولی 2 و 3 ماه دیگه دوست بمونیم تا من کارام رو درست کنم.

دختر به پسر میگه نه من پشیمون شدم، پسر میگه چرا ؟؟؟ دختر مییگه آخه من دو سه تا مشکل دارم که اگه تو بشنوی امکان داره بکشی کنار !! قبول نکنی که من زنت بشم !! پسر میگه من دوستت دارم، هیچوقت تنهات نمیزارم، هر مشکلی هم که داشته باشی خودم پشتت مثل یه کوه هستم، نگران نباش،

دختر با اضطراب میگه من یکبار ازدواج کردم، پسر میخنده و خیلی آروم میگه خوب مگه کار بدی کردی ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ دوباره ازدواج کن ولی اینبار با من.!!!!!!!!!!، دختر خیلی خوشحال میشه و داد میزنه خدایا مهربون تر از این پسر ندیدم، خدایا شکر، پسر تو دلش میگه خدایا شکر و سکوت میکنه، از اون به بعد با هم خیلی صمیمی تر میشن، یه مدت میگزره، پسر انقدر خوب و مهربون بود که دختر کلن غم و مشکلاتش رو فراموش میکنه، حالا دیگه خوش و خرم و شاد به زندگیش داره ادامه میده، تا اینکه تو خوشیهاش دوستای جدید اطرافش زیاد میشن، چندتا از این دوستاش هم بین این دوتا دختر و پسر هی آتیش مینداختن ، تو همین مدت پسر تو زندگیش با مشکلاتی روبرو میشه که حسابی غمگین و ناراخت میشه، یه روز دختر دعوتش میکنه به محل کارش، پسر میره اونجا و از محیط اونجا خوشش نمیاد. به دختر میگه من دوست ندارم تو توی همچین محیطی کار کنی ! من که مشکل مالی ندارم احتیاجی نیست تو کار کنی، دختر با کنایه میگه برو بابا!!!!! وضع مالیت خوبه ؟ کار داری ؟ پس گوشت و دمبه رو کجا جمع کردی؟ چی داری ؟ چی جمع کردی ؟ پسر میگه من خیلی مشکل دارم، طاقت ندارم تورو توی همچین محیطی ببینم، الانم حالم اصلا خوب نیست و حسابی افسرده، خسته و غمگینم، به تو هم احتیاج دارم، خواهش میکنم با اینکار مشکلات و غمگینی منو زیاد نکن، دختر باز میگه برو بابا، برو پی کارت، به من چه که تو غمگینی، به من هیچ ربطی نداره، گمشو بابا، من اصلا دیگه باهات حال نمیکنم، تکراری شدی، تو به من احتیاج داری، من که به تو دیگه احتیاجی ندارم، منو ببین !!!!!!!!!!!!!!!!!!!! من شادم، دنبال خوشیم میرم، برام مهم نیست که تو ناراحت میشی یا نه، برو هرکاری میکنی بکن پسره خسیس و گدای دروغگو، دختر انقدر گستاخانه به پسر توهین و خیانت میکنه که انگار نه انگار این پسر همونیه که تو غمگینی دختر دست به گونه هاش کشید و نوازشش کرد. اشکهاشو پاک کرد،  تو آغوشش گرفت و به اون دختر گفت عزیزم من تو رو بیشتر از خودم و کمتر از خدا دوست دارم، ناراحت نباش، من کنارتم، پسر که هیچوقت واسه دختر کم نگذاشته بود، حسابی دلش میشکنه و هر چی که به دختر کادو داده بوده از دختر پس میخواد و میگه نمیخوام هیچی از من پیش تو باشه، من همه گلها و کادوهام رو هر چند که ارزش مالی زیادی نداره ولی با تمام وجود و احساسم خریدم. اونارو باید به من پس بدی. پسر انقدر غمگین میشه که چند روز کارش میشه فقط سکوت کردن، سکوتی که هر کسی میدید حس میکرد که پسر درحال پیر شدنه و انگار 10 سال پیر شده، یه شب بعد از اینکه آخرین صحبت رو با دختر میکنه، دختر هم بی خبر از حال پسر میگه تو عاشق منی، هر وقت اراده کنم دوباره مال خودمی، الان میخوام برم دنبال خوشیم، پسر گوش میده، خداحافظی میکنه و بعد میره به محلی که تو تنهاییاش خیلی میرفته اونجا، جایی که همیشه با عشق از دنیا رفتش میرفته اونجا، جایی که فقط سنگها، درختها و آب رودخانه شاهد اشک ریختنش بودن، شاهد ناراحتیاش بودن، اما اینباروقتی قرق تو ناراحتیش بوده یه دست کشیده میشه رو صورتش و یه صدای آروم که حق حق گریه میکرد و میگفت، عزیزم من همیشه برات دعا کردم که موفق و خوشبخت باشی، ولی طاقت ندارم تو رو اینقدر غمگین و ناراحت ببینم، تو رو خدا انقدر ناراحت نباش، داری از بین میری، من تو رو از جون خودم بیشتر دوست دارم، از خدا کمتر !!!!!!!!!!!!!!! اجازه بده کنارت باشم تا تمام تلاش خودم رو بکنم که واسه کسی که دوستش دارم یه کاری انجام داده باشم. پسر بر میگرده و نگاه میکنه، میبینه همون دختریه که چند وقت پیش بی اهمیت از کنارش رد شده!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! دختر باز گریه میکنه و میگه من اشتباه کردم ولی هرگز به تو خیانت نکردم، حالا نمیدونم تو چرا باور نمیکنی ، ولی به من اجازه بده تا تو مشکلاتت کنارت باشم عزیزم، شاید بتونم بهت کمک کنم، میخوام تلاش کنم تا دل قشنگتو که شکسته و خورد شده براش مرحم باشم، پسر سکوت میکنه، به دختر میگه تو اگه دوستم داشتی هیچوقت کاری نمیکردی که من فکر کنم خیانت کردی، منو ناراحت نمیکردی، بعد دختر رو تو آغوش میگیره و اینبار با یه نگاه معنی دار به دختر اجازه میده که کنارش بمونه و میگه ازت ممنونم که میخوای کمکم کنی ولی من فقط و فقط به خدای خودم دل بستم و از این به بعد بجز خدا به هیچکس احتیاج ندارم، حالا اگه تو میخوای کنارم باشی ازت ممنونم.

نتیجه : سعی کنید بفهمید که سقف لیاقت افراد چقدره، با هر کس به اندازه لیاقتش برخورد کنید، به قول معروف که همیشه سر زبون منه :           

                           خوبی که از حد گذرد                     نادان خیال بد کند

 

خداحافظ تا پست بعدی

 

|+| نوشته شده توسط س..... در چهارشنبه نهم دی 1388  |
 

 

سلام به همه دوستای گل

من یکبار گفتم و نوشتم بازم مینویسم برای اوندسته از دوستانی که تو نظرات خصوصی هرچی دلشون میخواد مینویسند، من وبلاگ نویسی به این صورت رو دوست دارم، هر کس هر چی دوست داره فکر کنه. حالا حرفیه ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

عرض کنم که اون چیزی که منو ناراحت کرده اصلا مربوط به مسائل مادی و عاطفی و یا مربوط به شخص خاصی نیست، یا یه خاطره تلخ نیست، مسائلیه که هر روز جلو چشمام مثل یه فیلم زنده پخش میشه، توجه کنید :

برادر بزرگ من 3 سال پیش برای انجام مسایقات آزاد و جهانی کیک بوکسینگ تو کشور یونان انتخاب شد. ولی متاسفانه تصادف کرد و خیلی از زندگی خودش عقب افتاد.

وقتی رانندگی میکنم ، با حسرت میگه ای کاش من تصادف نمیکردم و مثل تو میتونستم رانندگی کنم.

وقتی ورزش میکنم ، با حسرت میگه ای کاش من تصادف نمیکردم و مثل تو میتونستم ورزش میکردم.

وقتی کار میکنم ، با حسرت میگه ای کاش من تصادف نمیکردم و مثل تو میتونستم کار میکردم.ای کاش منم مثل تو میتونستم زندگی عادی داشته باشم، ای کاش منم میتونستم مثل تو هرجایی که میخوام برم و هزاران ای کاش دیگه !!!!!!!!!!!!!!! این ای کاش های برادرم منو میسوزونه، آتیش میگیرم. این در حالیه که برادرم قبل از تصادفش تو هر چیزی بهترین بود. (( اخلاق، کار، ورزش و الی آخر ))

روز سوم تصادفش که مصطفی هنوز تو کما بود بهترین کارشناسان تصادف ایران بعد از بررسی صحنه تصدف گفتند تصادف غیر عادی و مشکوکه و یا مصطفی احتمالا تو خواب کامل بوده که این غیر ممکنه و آدم تو خواب کامل نمیتونه 150 کیلومتر سرعت داشته باشه و بعد هزاران حرف در اومد :

۱-  دکتر اعصابش گفت بدن مصطفی به آنتی بیوتیک مقاومت نشون میده ، قبلا مواد مخدر مصرف میکرده ؟  میدونید 2 ساعت قبل از تصادفش کجا بوده و چی خورده ؟

۲- یکی از آشنایان ما گفت که خودکشی کرده.

۳- یکی دیگه گفت تو غذاش چیزی ریختن.

۴- بعضیا هم انگار منتظر بودن که مضطفی بمیره و بعد جشن بگیرند.

این فرضیات و آرزوهای برادرم که فقط یکسال از من بزرگتره هر روز مثل پتک میخوره تو سرم و منو غمگین و ناراحت میکنه. و از خدا میخوام تا اون کسانی که باعث شدن برادرم اینجوری بشه رو جوابشونو بده. و همیشه دعا میکنم که زودتر سلامت بشه.دلیل غمگینی و ناراحتی من اینه، راستش خودم از مردایی که درد و مشکلاتشون رو بازگو میکنند بدم میاد ولی الان مجبور شدم بنویسم چون تو نظرات خصوصی وبلاگ حرفهای خیلی خنده دار و زننده ای نوشته بودن. دوستای گلم من هنوزم سرشار از انرژی مثبتم.

راستی بیچاره توله سگه که عکسشو تو پست قبلیم گذاشته بودم به علت بیماری ژنتیکی که از باباش به ارث برده بود مرد.

بگذریم عزیزان. بریم سر مطلب اصلی وبلاگ :

۱- گذشته برای آن است که انسان توشه ای از عبرت برای خود بردارد.

۲- اراده، درخت با عظمتی است که تمدن، ترقی و تکامل، شاخه های نیرومند آن هستند.

۳- خوشبخت ترین شخص کسی است که بیش از همه سعی کند دیگران را خوشبخت کند.

۴- آنکه نیکبختی خود را به دست دیگران میداند، بسیار ناکامی خواهد کشید.

۵- وقتی چیزی رو به هر دلیلی از دست میدین، محکم و استوار باشید، چون خدا تو فکر چیز بهتری برای شماست.

 

امیدوارم سرتون رو درد نیاورده باشم.

همیشه شاد و پیروز باشید.

 

 

|+| نوشته شده توسط س..... در دوشنبه هجدهم آبان 1388  |
 

 

بچه ها این توله اسم نداره یه اسم براش انتخاب کنید،

  این قهوه ای مامانشه  

اسم مامانش جکی،

اکه تو عکس یخورده درهم و برهم و مثل معتادا سیاه و مفنگی افتادم 

دیگه ببخشید، خوب عکس دیگه یکبار خوبه یکبار بد !!!

-----------------------------------------------

خداوندا تورا شکر گذارم، به خاطر همه نعمتهایت و همه خوبیهایت،

خود را به ذات مقدس تو میسپارم تا خود بر درد من چاره کنی. و

چیزی که مرا غمگین و دردمند کرد را هم

به تو میسپارم تا خود جوابش را بدهی.

 سلام به همه دوستان

 خدمت همه شما دوستان گلم عرض کنم که سال 87 جزو یکی از بهترین و فراموش نشدنی ترین سالهای زندگیم بود جوری که موفق شدم تمام زخمهای زندگیم رو التیام بدم و تقریبا بدون غم و بی درد بودم، همه چی ردیف ردیف شد، ولی سال 88 تا حالا خیلی بد و عذاب آور بوده برام. تو این شش ماه اول سال جز شکست هیچی ندیدم. ((البته یادمون باشه پشت هر شکستی یک پیروزی بزرگ کمین کرده))، ولی هیچوقت یاد خدارو فراموش نکردم، مرتب کارم شده بود گله کردن از خدا و بعد ازش کمک میخواستم تا اینکه دیشب یه پیرمرد اومد تو خوابم و با لحن آرامش بخش گفت پسرم مگه تو،  تو مشکلاتت از خدا یاد نکردی ؟ گفتم چرا !!!! ولی انگار صدام اونقدر بلند نبود که خدا بشنوه،!!!! پیرمرد گفت: اتفاقا چون خدا خیلی به تو نزدیک بوده تو آروم صداش کردی، خدا صدای تورو شنیده، پس نگران نباش و صبر کن که خدا با بنده های صبورش خیلی مهربونه. حالا امیدوارم که به اندازه کافی ظرفیت و صبر داشته باشم. شما هم برام دعا کنید که خدا به من صبر بده.

 

بگذارید و بگذرید، ببینید و دل مبندید، چشم بیاندازید و دل مبازید که دیر یا زود باید گذاشت و گذشت،

 

یه داستان آموزنده که بر اساس یک واقعیت نوشته شده و خیلی خوب و آموزنده است:

یه بنده خوب خدا خیلی از وضعیت کنونی خودش ناراحت بود و همیشه پیش خدا از وضعیت خودش گله میکرد و همش کارش شده بود خوندن نماز و دعا کردن تا خدا مشکلاتش رو حل کنه، خدا هم صداش رو شنید و گفت بنده خوبم ناراحت نباش من مشکل تورو حل میکنم، پس ظرفیت خودت رو ببر بالا نازنینم. مواظب باش با هدیه ای که برات فرستادم بد رفتاری نکنی، بعد رو به یکی از فرشته هاش کرد و گفت ، جایی که میفرستمت جماعتی داره که میشکننت، خوردت میکنند، خلاصه خیلی اذیتت میکنند، نکنه غصه بخوری عزیزم، من همه جا با توام، اصلا غصه نخور و جوابشون رو بسپر به من تا خودم به همشون جواب بدم، میری پیش فلان بنده من که جزو معلم های منه، فقط این کوله بار رو ببر و تحویلش بده، برو اونجا و پیغام منو بهش برسون، فرشته حرکت میکنه، با بنده خدا ملاقت میکنه، بهش میگه خدا تو این کوله بار چندتا پیغام برات گذاشته، بگیرش، من تا بیام به تو برسم خیلی سختی کشیدم، خورد شدم، و الان دوست دارم که برگردم پیش خدا، امیدوارم تورو خورد نکنند، نشکننت، بنده خدا کوله بار رو باز میکنه و میبینه که خدا براش پیغام گذاشته و داره براش میخونه که : تو یک هدیه از طرف خدا هستی، من دارم تورو به سمتی بدرقه میکنم که باید به یکی از بنده های شاکی من درس بدی، تو معلم خوبی هستی، ولی تو این راه خیلی سختی داری، میشکننت، خوردت میکنند، یه وقت غصه نخوری، من همه جا با توام، این سنگ خوشرنگ و قشنگ رو میبینی؟ به این سنگ میگن سنگ صبور، تو راهی که میری باید صبور باشی، برات عشق گذاشتم که بگذری، قلب گذاشتم که جا بدی، اشک گذاشتم که همراهیت کنه، و مرگ که بدونی برمیگردی پیش خودم. بنده عزیزم اینارو ببر و به بنده شاکی من بده، بنده مامور خدا میره به سمتی که خدا گفته بود و بنده شاکی رو پیدا میکنه، اول از کوله بارش یه سنگ صبور بهش میده، بنده شاکی سنگ رو نگاه میکنه ، مسخره میکنه و میندازتش دور، بنده مامور خدا  یه سری تکون میده و دوباره از تو کوله بارش عشق رو درمیاره و به بنده شاکی هدیه میده، بنده شاکی خدا یه نگاه میندازه و بازم مسخره میکنه، بلند بلند میخنده و میگه کدوم عشق، کدوم گذشت ؟!؟!؟!؟!؟!؟!؟!؟ عشق رو زیر دست و پاش خورد میکنه، بنده مامور خدا دوباره یه سری تکون میده و از تو کوله بارش یه قلب مهربون رو بهش میده، ولی بنده شاکی خدا بازهم یه نگاه میندازه ، ایندفعه بلندتر مسخره میکنه و میخنده و بعد با عصبانیت قلب رو تو دستاش خورد میکنه و میشکنه، میگه برو پی کارت، بنده مامور خدا باز هم سری تکون میده و اشکهاش از چشماش سرازیر میشه، بنده شاکی خنده ای میکنه و میگه تو بنده ضعیفی هستی که اشک میریزی، بنده مامور خدا رو به خدا میکنه و میگه خدایا، همه چیزم رو ازم گرفتن و همونطور که گفتی حسابی اذیت شدم، ولی بازهم گوشم با توست، خدا رو به بنده مامور خودش کرد و گفت : بنده نازنینم، من دوباره همه چیز به تو میدم، غصه نخور، من به بنده شاکی خودم گفته بودم که مراقب هدیه ای که براش میفرستم باشه، خودش نخواست، خودش از هدیه هاش مراقبت نکرد، من بهترین چیزهای دنیا رو بهش هدیه کردم ولی اون قدر هدیه های منو ندونست، و الان که بازم در حال شکایت کردنه، بهش میگم که چاره مشکل تو همون هدیه های منه بنده نازنینم، پس بگرد و پیداشون کن.!!!!!!!!!

 

دوستان خوبم به نظر من ما اول باید لیاقت یک چیز رو

داشته باشیم و بعد اونو از خدا طلب کنیم و

همیشه مراقب هدیه های خدا باشیم.

 

خوب بریم سر موضوع اصلی وبلاگ:

۱- برای خویشتن آن قدر اهمیت قائل مشو که تمام همنوعان در نظرت بی اهمیت جلوه کنند.

۲- جامعه وقتی فرزانگی و سعادت می یابد که مطالعه کار روزانه اش باشد.

۳- کسی که همساز و همطراز تو نیست، به دوستی نپذیر. ((اوه، اوه، اوه، اینو که حتما عمل کنید))

۴- نایابترین چیزها ، عشق پاک، صمیمیت و یگانگیست.

۵- چیزی که دانش را می آراید، راستی و صداقت است.

۶- اگه میبینید کسی در مقابل مسائل مرتب کوتاه میاد و عکس العمل نشون نمیده، فکر نکنید دلیلش اینه که آدم ضعیفیه، شاید فکر میکنه گذشت بهترین دلیل برای حل مسائله، !!!

 

شاد و پیروز و موفق باشید.

قررررررررررررررررررررربونه همه دوستای گلم برم

 

|+| نوشته شده توسط س..... در چهارشنبه بیست و نهم مهر 1388  |
 

سلام به دوستای گلم

اول بگم، این وبلاگ جای آدمای خوب، با شخصیت، با خدا و با انرژی مثبته، آدمای هوسباز و خوشگذرون جاشون یه جای دیگه است، البته هر کس بخواد از تجربیات من استفاده کنه و یا نظر بزاره آزاده، اما اینکه بعضی از این آدمای خوشگذرون و هوسباز و بی ادب که حتی برای آیین خدا ارزشی قائل نیستند و نمیدونند و یا خودشون رو میزنند به نفهمی و نظرهای بچه گونه و چرت و پرت میزارند و همش با گفتن اسم من میخوان خودشونو بچسبونند به من و نمیفهمند که این وبلاگ رو اشخاص محترم از 10 ساله تا 100 ساله میخونند اگه خواستن دوباره نظر بزارند کاملا مودب باشند.

دوم ممنون ازانتقاد سازندت سحرخانوم !!!!!!!!!!!!

سوم بریم سر اصل مطلب و جریان گناه بودن غمگینی تو دین زرتشت :

زمان حضرت زرتشت ، روز سیزدهم سال جدید یه زلزله خیلی سنگین میاد که باعث کشته شدن حدود 90 درصد مردم اون زمان میشه، بعد از اون مردم روز 13، عدد 13 و کلا هر چی که توش 13 باشه رو خیلی شوم و بد میدونستند که این باعث میشد خیلی ناراحت و غمگین بشن، حضرت زرتشت هم برای اینکه مردم رو از این غمگینی دربیاره اعلام میکنه ( یا به قول امروزیا فتوی میده): ای مردم از این به بعد هر کس غمگین، عصبی و بدبین باشد از نظر خدا و دین خدا گناهکار بوده و باید جوابگوی قضاوت خود در مورد خلق خداوند باشد. پس برای اینکه از گناه و بدکاری در امان باشیم روز سینزدهم هر سال را از خانه های خود بیرون می آییم و جشن و پایکوبی میکنیم، با خدای خود راز و نیاز کرده و مراد دل را از او میخواهیم. ( البته من اینو از زبون قدیمیا شنیدم و تا حالا هیچ کتاب رسمی ندیدم که در مورد این مسئله چیزی نوشته باشه)

چند تا گوشزد برادرانه :

۱- حتی تظاهر به شادی نیز برای دیگران شادی بخش است.

۲- امید نان روزانه آدمیت است.

۳- یک هیزم شکن قبل از اینکه نیرو و قدرت بخواهد، مهارت میخواهد.

۴- یک شنونده خوب همیشه در جستجوی سخنان حکیمانه است.

۵- اگر بر ناتوان خشمگین شدی، دلیلش این است که تو بسیار ضعیفی.!!!!!

۶- سکوت و رفتار آیینه ای است که هر کس خود را در آن نشان میدهد.

۷- شجاع در زندگی فقط یکبار میمیرد و ترسو روزی 1000 بار.

۸- تظاهر به دانایی، هرگز جایگزین دانایی نمیشود.

۹- ما همیشه وقت کافی داریم، به شرط اینکه هم بخواهیم و هم درست از آن استفاده کنیم.

۱۰- خرد و دانش مرد دانا، در گفتار او هویداست.

 

دوستای گل من امیدوارم حالتون همیشه خوب باشه

قررررررررررررررررررررررررررررررررررررربونه همه شما

 

 

|+| نوشته شده توسط س..... در شنبه یازدهم مهر 1388  |
 

سلام به همه دوستای گلم

خداوندا، به خاطر تمام خوبی هایت و شادیهایم تو را شکر گذارم

امروز درست ۱۰۲۰ روز از سیاه ترین روز زندگیم میگزره،

 روزی که برادرم تصادف کرد و به کما رفت (البته الان حالش خوبه) ، روزی که من باعث شدم  بهترین دوست و همدم زندگیم از دنیا بره، روزی که میخواستم خودمو...........

(خدایا بازم تورو شکر میکنم به خاطذ همه خوبیها و نعمتهایت)

تقریبا ۳ سال میگزره و روز پنجشنبه ۱۹/۶/۸۸ برادرم دوباره باید جراحی کنه

براش دعا کنید،

اما بریم سر اصل مطلب :

بچه ها هیچوقت واسه کسی نقشه نکشید یابه طرفتون رکب نزنید چون قبل از اینکه نقشه شما عملی بشه خدا دستتون رو رو میکنه

یکی از دوستان از من خواست تا در مورد زرتشت بنویسم، یکی دیگه خواست تا در مورد پیچوندن دخترا بنویسم، یکی دیگه خواست تا  وبلاگم رو جم کنم برم دنبال تشتک سازی

خوب در مورد اولین درخواست باید بگم چشم، الان فقط یک جمله از زرتشت مینویسم و تو پست بعدیم در موردش بیشتر توضیح میدم، راجب دومین دوستم بگم یکبار اول اسفند ۸۷ در این مورد نوشتم  ولی باز تو این پست مینویسم و در مورد سومین دوستم هم بازم چشم بهش فکر میکنم اگه  درآمد تشتک سازی بیشتر بود حتما این کار رو انجام میدم.

به گفته حضرت زرتشت غم تو دین آسمانی زرتشت گناه بسیار بزرگی است، پیروان دین زرتشت هر وقت احساس غمگینی کردن باید با یگانه خود درد دل و غم را فراموش کنند.

البته این دستور جریان داره و تو ست بعد جریانش رو کامل مینویسم. اما در مورد پیچ دادن دخترا به طرز کاملا مردمی و خیرخواهانه

 ۱- اصلا به تغییراتی که تو ظاهر خودش ایجاد میکنه اعتنا نکن

 ۲- وقتی باهات حرف میزنه به در و دیوار نگاه کن

 ۳- خودتو دست و پا چلفتی نشون بده

 ۴- سعی کنید براش تکراری بشین و همیشه حرفای تکراری بزنید، اصلا به خودتون نرسید و هر وقت میرید پیشش کاملاً نا مرتب باشید

 ۵- یه کاری کن فکر کنه همش محتاج این و اونی و مستقل نیستی 

 ۶- یه کاری کن اصلا نتونه روت حساب باز کنه

 ۷- اصلی ترین نکته اینه که یه کاری کنی تو مشکلات اصلا نتونه بهت تکیه کنه

البته باید خیلی هنرمند و مارمولک باشین که بتونید این کارارو انجام بدین. این روشها واسه دخترای بیجنبه است که تا با یکی دوست میشن زود عاشقش میشن  (بلا نسبت همه دخترای باهال و باجنبه)

 بعد از همه اینکارا دختر فکر میکنه که از شما سرتر و شما خیلی احمقین بعد یواش یواش سرد میشه.

 احساس مسکنه دیگه دوستتون نداره و تو عالم خودش هی شمارو میپیچونه  

البته به نظر من اینکارا اصلا درست نیست چون نباید با احساس کسی بازی کرد، من فقط جواب سوال

 یکی از دوستامو دادم و از روی تجربه روانشناسان

خانومای عزیز امیدوارم از نوشته های من ناراحت نشده باشید.

قرررررررررررررربون همه شما

 

 

 

|+| نوشته شده توسط س..... در پنجشنبه دوازدهم شهریور 1388  |
 

سلام به دوستای گلم

خداوندا، مشکلات خود را به تو میسپارم تا خود به آنچه صلاح میدانی چاره کنی.

این جمله رو هر روز صبح تکرار کنید و به خدا اعتماد کنید.

 خوانندگان و دوستان عزیز وبلاگ دوستاران:

بعضیا میگن وبلاگ نویسی اونم به این صورت بچه بازیه، ولی به نظر خودم قلط میکنند میگن، من که هروقت احساس میکنم روی کره خاکی تنهای تنهام و به جز خدا کسی رو ندارم ، اول با خدا درد دل میکنم، بعد میام سراغ وبلاگ نویسی، الانم مشکلات خیلی زیادی رو پشت سر گذاشتم و مشکلات خیلی زیاد دیگه هم دارم و دیگه حسابی خسته، عصبی و ناراحتم، البته همه این روزا میگزره، این دنیا هیچوقت اینجوری نمیمونه، ولی همین روزا و مشکلات باعث شد من بفهمم کی دوست و کی دشمنه، بفهمم کی دوستم داره، و کی دوستم نداره که خوشبختانه خوب شناختم. یه داستان میگه مثلا هر کسی که تو اطرافم بود، با من دوست بود، همیشه ادعاش کره زمین رو از وسط دو نصف میکرد، همین که دید من مشکلاتم خیلی زیاد شده خیلی راحت گفت  (انگیلیسی نوشتم که قشنگ با لحجه بخونید) siavaaaaaaaaaaaaaaaash  من دیگه وقت ندارم زیاد بیام پیشت و نمیتونم کمکت کنم ، نمیتونم درکت کنم، به من ربطی نداره تو مشکل داری و مشکلت باعث ناراحتیت شده، من دنبال عشق و حال خودمم، دنبال اینم که شاد باشم، توام هرکاری میکنی بکن و رفت به سمتی که فکر میکرد سودمندی خیلی بهتری براش هست، و حتی دیگه حال منم نپرسید، این درحالی بود که من تو اوج مشکلاتش کاری کردم که همه چیز رو فراموش کرد و جز لبخند هیچی رو لبش نبود، ( نمک نشناس بود دیگه ) وقتی اینجوری دیدمش ((یاد حضرت مسیح افتادم که وفادارترین یارش بهش گفت : یا مسیح من جان خود را فدای تو و آیین تو میکنم، ولی حضرت مسیح گفت تو آخرین نفری هستی که منو انکار میکنی))، ولی اونی که من خیلی نابجا 3 ، 4 ماه اذیتش کرده بودم  و بعد به یه بهونه باهاش قطع رابطه کردم و ۳ سال بود باهاش حتی حرف نمیزدم، ازش بد تعریف میکردم، اومد کنارم وایستاد و گفت میخوام داداش صدات کنم، اصلا از الان به بعد ما داداشیم، داداش سیاوش، من هستم، نگران نباش، غصه نخور، اول امیدت خدا باشه، دوم خدا، بازم خدا، درسته از من ناراحتی ولی الان تا هر جا بری باهات میام، خیالت راحته راحت باشه. من کم نمیارم، ما خدارو داریم. آره راست میگفت ما خدا رو داریم . خدارو داریم. خدارو داریم. ( البته  این فقط یک داستان بود برای رساندن منظور، فکرتون منفی نره، گفتم شاید اینجوری بهتر درک کنید ) خدارو فراموش نکنید و بدونید دنیا کوچیکه و آدما خیلی زود به هم می رسند

خوبی که از حد گزرد        نادان خیال بد کند

 

 مطلب دوم :

دوستای گلم میخوام در مورد شناخت آدما یه کلید طلا بهتون بدم.

همیشه آدمارو یه جور امتحان کنید که بتونید بفهمید چقدر صبر دارند، چقدر تحمل دارند و چقدر به خودشون مسلط میمونند و حتی چقدر به خودشون و شما اعتماد دارند، در مقابل اطرافیانشون چقدر براتون ارزش میزارند، تا چه اندازه به شما اهمیت میدن و سختیو تحمل میکنند.

 

 کلید طلایی : ( نقطه ضعف  هرکس)

 

با نقطه ضعف هر کس میتونید کامل طرف خودتون رو بشناسید.

فقط باید دست بزارید رو نقطه ضعفشون و همش کارتون رو تکرار کنید و  بدتر کنید، انقدر ادامه بدید تا کم بیاره. بد که کم بیاره جوش میاره و همه رفتارهای خودشو نشون میده، هر چی باشه میریزه بیرون، نا خودآگاه هر چی تو باطن داشته باشه رو میکنه و دیگه نمیتونه خودش رو پشت نقاب قایم کنه، آخرش هم شما می مونید و یه شخص که کاملا معلومه چی داره میگه، چیکار میکنه و شخصیت و هدفش از اینکه با شما ارتباط بر قرار کرده چیه.

شک نکنید که راست میگم و تجربه خوبی تو این مورد داشتم. این روش من چند نفر رو که قرار شخص قابل اعتماد من باشند امتحان کردم ولی نم پس دادن و هر چی داشتن رو کردن، یعنی دقیقا فرق ظاهر و باطنشون معلوم شد. البته فقط باید بلد باشید چطوری عمل کنید. چون امکان داره دل طرف بشکنه هاااااااااااااااااااااااااااااااااااا.

بچه ها ماه رمضان نزدیکه،

ماه رحمت، ماه بخشش، ماه دل پاکی، ماه خونه تکونی دل، از هر کس ناراحتی دارید بریزید بیرون و ببخشید..

هر کی از شما ناراحته از دلش در بیارید.

 البته از زمان حضرت زرتشت این رسم ایرانیا تو سال نو بوده ولی:

شاعر میگه : ببخش ، نه به خاطر او، بلکه تو سزاوار آرامشی.

با قهر ،  قهر کنید.

با آشتی ،  آشتی کنید.

همگی شاد و پیروز و موفق باشید.

منم احتمالا تا آخر ماه رمضان دیگه آپ نکنم.

 

|+| نوشته شده توسط س..... در شنبه بیست و چهارم مرداد 1388  |
 
سلام بچه ها

امروز با یه داستان خوب اومدم آخه پنج شنبه یه سگده قلبی خفیف زدم و نزدیک بود بمیرم  واسه همین

یاد یه چیزی افتادم که گفتم بنویسم بد نیست(البته سگده نزدم فقط ضربان قلبم رفته بود رو ۱۴۸ )

خدایا شکر که سلامتم

مواظب افکارتون باشید چون افکارتون میاد به زبونتون و گفته میشه !!!!

مواظب گفته هاتون باشید چون رفتارتون رو شکل میده !!!!

مواظب رفتارتون باشید چون شخصیت شما رو مشخص میکنه !!!!

مواظب شخصیت خودتون باشید چون عملکرد شمارو شکل میده !!!!

مواظب عملکردتون باشید تا ....   !!!!

خیلی سخته وقتی تنها کسی که بهش اعتماد دارین اعتماد شما رو  بشکنه !!!!

خیلی آسونه بفهمید به تنها کسی که میتونید اعتماد کنید خداست !!!!

خیلی سخته بفهمید تمام این چیزهایی که تو این دنیا میبینید فانی هستند !!!!

خیلی آسونه بفهمید که ما رفتنی هستیم و این دنیا با تمام چیزهاش اینجا باقی میمونه !!!!

یه داستان آموزنده :

من یکی از بنده های خوب خدا هستم، چون هم ثروت دارم و هم از تمام برکاتش دارم استفاده میکنم !!!! این دیگه کیه کنارم نشسته و همش زمزمه میکنه؟؟؟ تو کی هستی که همش زمزمه رفتن رو میخونی و میگی خوب دیگه الان نوبت تو شده بار و بندیلتو جمع کن بریم ؟    غریبه : من ازراعیلم

وای خدایا اصلا به فکر ازراعیل نبودم. سلام به ازراعیل، باشه صبر کن تا بار و بندیل و توشه سفرم رو جمع کنم !!!

اما هر چی میگردم و چک میکنم میبینم فقط دنبال مادیات و پول و انتقام از اونایی که به من بدی کردن بودم. وای خدا اینجا چون شخص ثروتمند و قدرتمند و مغروری بودم، خیلی آدمارو اذیت کردم، به اون یکی تحمت زدم، به همسرم خیانت کردم، خدای من هیچ اثری از شکرگذاری نیست، خدایا چیزی جا نموده ؟؟؟؟ اینجارو ببین این داره التماسم میکنه ازم کمک میخواد ولی من دنبال خوشگذرونیم هستم، این کیه که اینجوری داره  اشک میریزه، حق حق میکنه، داره شکایت منو میکنه پیش خدا، چقدر دردناک گریه میکنه و میگه دلم رو شکسته ، خدایا دلم رو شکسته، ولی انقدر دوستش دارم که نمیتونم نفرینش کنم، پس میسپرمش به تو خودت جوابشو بده. نفهمیدم کی بود ولی خیلی برام آشنا بود. خدایا برادرم به من احتیاج داره چرا من اصلا کمکش نکردم ؟؟؟؟؟؟؟؟ چقدر دلش از من شکسته  این دیگه کیه صدام میزنه؟ تو کی هستی ؟ صدا میگه : به این زودی یادت رفت من ازراعیلم دیگه ، از طرف خدا دستور دارم تو رو ببرم پیشش، میگم نه ، نه، الان که چیزی ندارم بیارم، من الان نمیتونم بیام، فرصت میخوام، خدایا به من فرصت بده، ازراعیل میگه تو خیلی فرصت داشتی و الان وقت رفتنه ، خودتو آماده کن باید بریم پیش قاضی القضات دنیا، میگم ولی من که ................ ، میخوام بمونم، ازراعیل :  نه دیگه باید بریم چون دستور جدید رسید تا برم سراغ یه نفر دیگه، امیدوارم اونم مثل تو فرصت نخواد، چشماتو ببند بنده خدا که راه درازی در پیش داری.

تموم شد ، دنیا با همه بدیا و خوبیاش تموم شد ،

خدا میگه کارنامتو ببینم بنده عزیزم :

مستی و خنده و عیش و نوش در حالی که عزیزت  تو مشکلاتش قرق بود و به تو احتیاج داشت ؟!؟         انتقام ؟!؟            دروغ ؟!؟            خیانت ؟!؟  نا شکری و ناسپاسی ؟!؟         وای، وای، وای   دل شکستن ؟!؟

بنده نازم مگه نگفته بودم :

گذشت کن، تو غمهات صبور باش و منو صدا کن ، با صداقت باش، خیانت نکن، دروغ نگو، این یکیو که خیلی تآکید کردم ، اگه اون قبلیارو ببخشمت اینو دیگه نمیتونم، بخشیدنی نیست !!!!   میگم : کدوم یکی رو میگی خدایا  ؟؟

خدا : بنده نازم مگه به تو نگفته بودم دل کسی رو نشکن؟؟؟؟ دل شکستن گناهش بخشیدنی نیست ؟؟

دل کیو شکستی که آسمون و زمین اینجوری فریاد میزنند و از من تقاضای مجازات تو رو میخوان ؟؟  چرا سکوت کردی ؟؟

پس باید انقدر تو برزخ بمونی تا اون دل شکسته تو رو ببخشدت.!!!!!  میگم خدایا شاید هیچوقت منو نبخشه ؟!!!!!؟!!!!!!  خدا : بنده عزیزم من هرگز هیچ حقی رو ضایع نمیکنم!! میگم : آخه چطوری ؟ چیکار کنم منو ببخشه؟ من که دستم از دنیا کوتاه شده ؟!؟!؟ اینجا تو برزخم که همش کارام یادم میفته و مثل خوره منو میخوره!! خدایا دارم عذاب میکشم!! خدا گفت بنده عزیزم منم دوست ندارم تو عذاب بکشی ولی تو دل شکستی و باید تا روز قیامت بمونی تو برزخ که اونجا به حسابت رسیدگی کنم.!!!

 

دوستای گلم زندگی با همه خوبیا و بدیاش میگذره

بیدار باشید، صبور باشید، نا سپاسی نکنید، ، دروغ نگید

 

|+| نوشته شده توسط س..... در جمعه نهم مرداد 1388  |
 

 

سلام به دوستای گلم

 

اینبار میخوام در مورد دعا نوشتن، جادو و جمبل، سرکتاب و تلسم نوشتن و غیره و غیره بنویسم :

خوب اول باید دلیلش رو پرسید که آدما چرا میرن سراغ اینجور کارا که من چند تا از این موارد که خیلی

رایج شده رو مینویسم :

الف ) خانومایی که دعای خیر و برکت واسه خودشون و خانوادشون مینوسیند.

ب) : دعاهایی که میخوان یه دعوا ختم به خیر بشه و دو طرف آشتی کنند..

ج) : خانومایی که دعای بی قراری و دهن بند واسه دوست پسرشون مینویسند.

د) : : اونایی که نمیخوان پسروشون دختر دلخواهشو بگیره ، میرن یه دعای جدایی مینویسند.

اما دوستای گلم اینا همش شرک ورزیدن به وجود خداست. حالا ضرر این جور کارا رو براتون مینوسیم :

اولن که این کتابهای دعا و تلسم و جادو و ..... همه به زبان شیطان نوشته شده !!!!!!!!!!! حتما

تعجب کردین آره ؟ ولی حقیقت داره. فقط و فقط انرژ منفی جذب میکنه .

دوم قبل از این که مشکلی رو حل کنه بدتر به اون مشکل دامن میزنه و بیشتر میکنه!!!!!!!

شاید اولش یکم قائله رو بخوابونه، یا رفیقتون رو بیقرار کنه، یا با کسی که قهر کردین آشتی کنید، یا

درآمدتون زیاد بشه ولی اینا همش 40 روز طول میکشه و بعد دوباره همون آش و همون کاسه با این

تفاوت خیلی بدتر میشه(چطوری؟ : مثل یه آتیش که بعد از 40 روز میخوابه و خاکستر میشه و بعد

یه نفر میاد و روش بنزین میریزه و همون آتیش کم رو تبدیل میکنه به یه آتیش بزرگ و بعدشم همه چی

میسوزه و از بین میره). فهمیدین چطوری حالا ؟!؟!؟!؟!؟

واسه اونی که دعا مینویسید ،مضطرب میشه،دعا فکر کردن رو ازش میگیره، کارای بچه گونه میکنه،

 از اون به بعد تقریبا هر کاری که میکنه دست خودش نیست و انقدر اینجوری ادامه پیدا میکنه تا از

 همه چیزش بیافته. پس خواهش میکنم دنبال اینجور چیزا نرید.

مواظب باشید چون همیشه آخر همه این دعا نوشتنا ختم میشه به شکسته شدن دل کسی و نفرین

دل شکستش بر میگرده به خانواده و خودتون (دوستای گلم مراقب خودتون باشیداااا ) خوب حقیقت

تلخه و لی حقیقت داره و واقعیت داره.

در کل این جور مسئله ها مثل شمشیر دو لب تیز میمونه که اگه یه دونه به طرفت بزنه دوتا به خودت

میزنه !!!!  مثل انگشت اشاره که وقتی باهاش یه نفر رو نشون میدی سه تا انگشت دیگه خودت رو

نشونه میگیرن !!!!!

دوستای گلم خواهش میکنم هیچ وقت دنبال اینجور چیزا نرید و انرژی منفی رو جذب خودتون نکنید و

فقط و فقط به خدا امید داشته باشید.

حالا اگه میخواین دیگه سمت اینجور چیزا نرید و اثر منفیشو از بین ببرید یک بار آیت الکرسی رو بخونید

 و تو آب فوت کنید ، بعد یه دستمال رو با اون آب ذره ذره خیس کنید و دور تا دور جایی که زندگی

میکنید بکشید  و باقی آب رو هم بریزید توی باغچه زیر یه درخت. 

 

با امید موفقیت روز افزون همه شما.

 

 

|+| نوشته شده توسط س..... در جمعه بیست و ششم تیر 1388  |
 

 

 

سلام به همه دوستای گلم

اینم واسه خنده بنویسم بچه ها

اونی که ادعا میکرد دوستم داره روز مرد رو به من تبریک نگفت

مهم نیست من بهش یه گل میدم جبران بشه

اینک از تمام عالم، ستارگان و فرشتگان به کمک من میشتابند

صبح که از خواب پا میشید این جمله رو تکرار کنید

و داستان

 پسر : کی میخوای دست از این قد بازیات برداری؟

دختر: همینی که هست، میتونی حرفامو باور کنی میتونی نکنی

پسر : اینهمه دروغ و دورنگی و فیلم بازی کردن واسه چی بود؟

دختر: یه نیشخند کوچیک و میگه نمیدونستم میخواد اینجوری بشه!!!!!

پسر : من اصلا به تو دروغ نگفتم، فیلم بازی نکردم، ولی تو درست برعکس بودی چرا؟

دختر : ببخشید، نمیدونستم میخوام عاشقت بشم، کف دستمو بو نکرده بودم که !!!!!!! الانم پشیمونم.

پسر : خوب منم عاشقت نبودم ولی هیچکدوم از این کارارو نکردم، اما الان عاشقم مثل تو.

حالا بخشیدمت ولی دیگه نمیتونم بهت اعتماد داشته باشم و حرفاتو باور کنم. باید اعتماد منو جلب

کنی. میتونی ؟

دختر : آره میتونم !! چطوری ؟

پسر : فقط چند تا کار کوچیک :

( مثلا موبایلتو خاموش نکن، فلان دوستت با فلان دوستت ادامای خوبی نیستن باهاشون زیاد نگرد،

احترام خودتو و منو حفظ کن،گذشت داشته باش، شب میری خونه دوستات دیگه نمون برگرد خونه یا

نه همین که  حرمت منو حفظ کنی و یکم گذشت داشته باشی و با صداقت باشی بسه)

قبوله ؟

دختر : نه نمیتونم

پسر : نمیتونی ؟  

  پس من دلتنگی دوری تورو تحمل میکنم، بهتر از اینه که یه عمر بهت شک داشته باشم. خداحافظ

دختر: سکوت میکنه، بغض میکنه و غرورش بهش اجازه نمیده که درخواست دوستشو قبول کنه و بعد

بدون خداحافظی بلند میشه و به راهش ادامه میده.

پسر : ناراحت و دلتنگ راه میفته میره پیش استادش، اون یه عارف خیلی بزرگه، میگه استاد یه فال باز

به من گفته تو یه چیزی داری که اول همه کس و همه چیزو جذب میکنه، بعد گولشون میزنه، بعدم که

باعث میشه همدیگرو ترک کنید. میشه بگی چیه ؟

استاد :

پسرم اون فال باز میخواسته ازت یه پولی بگیره و بره، ولی راست گفته تو یه ایراد داری که اینجوری

میشه!!!!!!!

پسر: یعنی ایراد من همه اینکارارو میکنه؟

استاد: آره اونم اینه که با همه با صداقت و بی شیلیه پیله ای و مثل خودت برخورد میکنی، در حالیکه

باید با هر کس مثل خودش رفتار کنی.!!!!!!!!  

پسر : ولی استاد من تا حالا از اینکه صادق بودم ضرر نکردم !!!!!!!!! منم که میشناسی اهل دروغ و دوز و

کلک نیستم.

استاد : ضرر نکردی ولی اگه با هر کس مثل خودش رفتار کنی اونوقت خیلی بهتر پیشرفت میکنی

حالا تو که اهل دروغ و دوز و کلک نیستی چند تا نصیحت دارم گوش کن.

پسر: بگو استاد گوش میدم

استاد :

 1- کسی که بهت دروغ گفت باهاش معامله نکن،

 2- لزومی نداره همه بدونن تو چی هستی، کی هستی، چی داری و چجوری زندگی میکنی. 

 3- کسی که باهات با صداقته حتی اگه خودت ضربه دیدی هیچوقت پشتشو خالی نکن.

  پسر :  استاد این چهارمیو شرمنده ام گوش نمیدم پس نگو.( بدن میگم چی بود)

  استاد : آفرین پسرم، حستو خوب تقویت کردی نمیگم، ولی هیچوقت خدارو فراموش نکن. خداحافظ

  پسر: باشه استاد . خداحافظ

نتیجه : معلومه دیگه، دروغ نگید، چون دروغ باعث میشه خدا رو زودتر فراموش کنید.

  

خوب دوستای گلم اینم از پست امروز.

امیدوارم خوشتون اومده باشه.

 

|+| نوشته شده توسط س..... در پنجشنبه یازدهم تیر 1388  |
 

سلام عزیزان من

امیدوارم دوستای گلم خوب باشن.

شنیدین میگن عشق آدمارو بی عقل و کور و کر و لال میکنه ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟  ولی من میگم

عشق یه فرصت استثناییه تا آدم بتونه خودشه امتحان کنه و ببینه چقدر میتونه عاشق باشه.

اگه تو عشق  تا حدی پیش برین که به شما آسیبی نرسه اونوقت دیگه بی عقل و کور و کر و لال

 نیستید ولی وای از اون روزی که تو عشق خودتونو ببازید یا عشقتون رو به ساده ترین چیز

 ببازید، اونوقت جز حسرت هیچ حس دیگه ای نمیتونید داشته باشید.

بخونید و لذت ببرید.

۱- پیروزی یعنی بعد از هر شکست و زمین خوردنی ،برخیزی.

۲- از معاشرت با انسانهای بد بین و منفی باف پرهیز کنید. ( بدبینی و منفی بافی بدترین چیزه)

۳- اگر ایمان داشته باشید هیچ کاری برایتان غیر ممکن نیست.

۴-همه چیز از خود تو شروع میشود و تو مسئول زندگی خود هستی.

۵- وقتی عصبانی هستید دست به هیچ عملی نزنید.

۶- عادت ، بهترین خدمتکار و گاهی بدترین ارباب است.

۷- متواضع باشید تا هرگز تحقییر نشوید.

۸- چنان باش که به هرکسی بتوانی بگویی مثل من رفتار کن.

۹- امروز را آغازی تازه بدان و گذشته را فراموش کن.

۱۰- همیشه در میان جمع تمجید و تعریف کن و در خلوت، انتقاد کن.

 

خوب دستای عزیز  گل امیدوارم سال رو خیلی خوب شروع کرده باشید.

من تو یه مسئله گیر کردم و نتونستم راه حلشو پیدا کنم.پس ۱- سپردم به خدا و ۲- گذشت زمان

 شما هم برای من قلبا دعا کنید

ممنون از همه دوستای گلم.

شاااااااااااااااااااااااااااااااددددووووووووووووووووووووووووو  پیروووووووووووووووووووووووووووووووووز باشید

 

|+| نوشته شده توسط س..... در یکشنبه ششم اردیبهشت 1388  |
 سال نو مبارک

 با عرض سلام به همه دوستان گل

سال نو رو پیشاپیش تبریک میگم  امیدوارم سال خوب و پر باری داشته باشید.

اول خدمت شما عرض کنم :

دیدین تا وقتی پسرا تو رابطه دوستی با دخترا هیچ حسی از خودش نشون نمیدن دخترا چطوری بال

بال میزننننننننن ؟!؟!؟!؟!؟  ولی تا میگن دوست دارم ، عاشقتم دختره شروع میکنه افه بازی و کلاس

میزاره و دیگه سر قرار نمیادو کاراش شروع میشه و ..... البته برعکسشم میشه !!! مثلا پسرا

کلاس بزارن. حالا چرا اینجوریه ؟؟؟  اینهمه کلاس گذاشتن واسه اینه که یکی دوستشون داره ؟؟؟

میدون حکایت اون ضرب المثل که میگه : (به گربه میگن ..... طلاست میبره خاک میکنه) چیه ؟ هیچی

حکایت همین دخترا و پسرا.

در کل بگزریم ولی اگه جواب قانع کننده راجع به این موضع داشتین بزارین.

چند تا جمله قشنگ از بهترین نویسنده های دنیا. 

۱- به زبانت اجازه نده قبل از اندیشه ات به راه بیفته.

۲- من کاملا یقیین دارم که خداوند پشتیبان من است.

۳- بدان که چه موقع باید سکوت کنی و چه موقع حرف بزنی.

۴- گذشت کن و ببخش کن ، نه بخاطر او ، بلکه تو سزاوار آرامشی.

۵- مقابل همه چیز میتوان مقاومت کرد جز گذشت و ایمان.

۶-عشق مقدس است و هرگز دروغ و نیرنگ را در خود راه نمیدهد.

۷-عدالت داشته باش تا اعتماد به نفست قوی شود.

۸- خدا اینجاست کافیست فقط به نشانه هایش توجه کنی و ببینی.

۹- امید برای بشر مانند بال برای پرندگان است.

۱۰-در انتظار بخت و اقبال ننشینیم، بلکه به امید فکر و اندیشه خود حرکت کنیم.

خوب دوستای عزیزم ما رفتیم که تو سال جدید بیایم دوباره.

 

قررررررررررررررررررررررررررررربونه همتون

 

 

|+| نوشته شده توسط س..... در جمعه شانزدهم اسفند 1387  |
 با سلام

سلام به همه

یه بار  یه نفر یه جایی یه سوالی پرسید  چقدر یه یه شد

 

چگونه میتوان دوست دختر خود را بدون دردسر پیچ داد.؟ ( یعنی بپیچونه )

 

کاری نداره که کافیه به کارای زیر توجه کنی :

 

۱- اصلا به تغییراتی که تو ظاهر خودش درست میکنه اعتنا نکن

 

۲- وقتی باهات حرف میزنه به در و دیوار نگاه کن

 

۳- خودتو دست و پا چلفتی نشون بده

 

۴- یه کاری کن فکر کنه همش محتاج این و اونی و مستقل نیستی 

 

۵- یکاری کن اصلا نتونه روت حساب باز کنه

 

۶- یکاری کن که نتونه تو مشکلات بهت تکیه کنه

 

بعد از همه اینکارا دختر فکر میکنه که از شما سرتر و شما خیلی احمقین بعد یواش یواش سرد میشه.

 

البته به نظر من اینکارا اصلا درست نیست چون نباید با احساس کسی بازی کرد من فقط جواب سوال

 

یکی از دوستامو دادم و از روی تجربه روانشناسان

 

قرررررررررررررربونه هتون برم

 

|+| نوشته شده توسط س..... در پنجشنبه یکم اسفند 1387  |
 

 

با سلام به همه دوستای گلم

 

اول به سوال ندا جواب بدم تا منو کتکم نزنه :

 

ازم پرسیده بود که زندگی تو اوج تنهایی یعنی چی ؟

 

یعنی فراموش کردن خدا

 

 مطمئن باشید اگه خدا رو داشته باشید به همه چیز

 

و همه کس میرسید و هیچوقت تنها نمیشید.

 

۱- این انسان نیست که زاییده اصالت است، بلکه اصالت زاییده انسانهای بزرگ است.

 

۲- اگر در زمان حال زندگی کنیم، زندگی تبدیل به جشنی دائمی خواهد شد.

 

۳- دنیا را به آخرت بفروش تا از هردو سود ببری.

 

۴-روح شما بی وقفه افکارتان را به سلولهای بدنتان منتقل میکند.

 

۵- آدم بیگناه کسی است که برای هیچ چیز توضیح نمیدهد و توجیح نمیکند.

 

۶- عشق هرگز از شنیدن دروغ شاد نمیشود.

 

قررررررررررررررررررررررربونه همه دوستای گلم

 

 

|+| نوشته شده توسط س..... در جمعه یازدهم بهمن 1387  |
 خداوند
 

خدا وندا تو را شکر گذارم به خاطر تمام

 

نعمتهای فراوان که بدون منت بر ما فرستاده ای

 

خدایا تو را صدا میزنم و به زات مقدس و منزهت  قسم میدهم

 

که من و تمام دوستانم را از شر شیطان دور کنی

 

سلام به همه دوستای گلم

 

ما باید یادمون باشه :

۱- لحظات رو میگزرونیم تا به خوشبختی برسیم غافل از اینکه خوشبختی همون لحظات بودن.

 

۲- وقتی ناراحتید از اینکه به چیزی که میخواستید نرسیدید محکم بشینید و خوشحال باشید

 

چون خدا تو فکر چیز بهتری برای شماست.

 

قرررررررررررررررررررربونه همه دوستای گلم برم من 

 

 

 

|+| نوشته شده توسط س..... در یکشنبه بیست و نهم دی 1387  |
 مطلب خوب

 

سلام به بچه های عزیز و دوستای گلم

 

تولدم مبارک

امروز روز تولد من بود 10/10/87

 

اول جواب سئوالای خودمو بدم.

 

جواب سئوال یک : چون انسان نسبت به همه چیز طمع داره.

جواب سئوال دو : چون اینجور آدما به خاطر خودشون زندگی نمیکنند و فقط دنبال آینده میدوند.

جواب سئوال سه : لذتهای این دنیا گذرا و اون دنیا دائمیست

جواب سئوال چهار : موفقیت یعنی تصمیم درست، تصمیم درست  ناشی از تجربه است و تجربه حاصل

تصمیم غلط.

 

اما تجربیات نویسندگان بزرگ دنیا :

 

1-      غرور به تدریج عقل را زایل میکند و باعث میشود هیچکاری را بدرستی انجام ندهی.

2-      هنگامی که نمیدانی به کجا میروی و چه میخواهی به جایی نخواهی رسید.

3-      اگر از خود در مقابل افراد احساسات منفی بروز دهید هیچ نتیجه مثبتی نمیگیرید.

4-      گذشت ، بالاترین دلیل برای ادامه یک رابطه و زندگی در زندگیست.

5-      وقتی تقدیر به دست ما یک لیموی ترش میدهد از آن یک شربت درست کنیم نه اینکه آن را دور بیاندازیم.

6-      هرچه بیشتر به گذشته و آینده فکر کنید بیشتر فرصت های خوب زندگی را از دست میدهید.

7-      آنکه پرواز بلد نیست نباید در پرتگاه آشیانه بسازد.

8-      دوست داشتن کسی که لایق دوست داشتن نیست اسراف محبت است.

9-      هرگز وقت خودتان را برای آینده ای که شاید مطابق میلتان باشد تلف نکنید.

10-    هیچوقت سعی نکنید خودتونو دست نیافتنی نشون بدین، بلکه تلاش کنید تا اون چیزی که هستین باشین باشید.

 

                                                

                                قررررررررررررررررررررررربونه همتون برم عزیزانم

 

|+| نوشته شده توسط س..... در دوشنبه نهم دی 1387  |
 سوال و جواب !!!!

سلام به همه دوستای گللللللللللللللللللللللللللللللللللللللللللللل

 

۱- چرا اکثر آدما در جستجوی بدست آوردن بهترین چیز ، از بهترین چیزی که الان دارن غافل میشن ؟

 

۲- چرا اکثرا یا غصه گذشته رو میخورن یا چشم بسته دنبال آینده ای که معلوم نیست باشه یا نباشه

 

میرن و زمان حال که باید تو این زمان به خاطر آینده زندگی کنن رو از یاد میبرن ؟

 

۳- به نظر شما لذتهای این دنیا با لذتهای اون دنیا چه فرقی میتونه داشته باشه ؟

 

۴- راستی مهمترین سوالم اینه : کی میدونه موفقیت یعنی چی ؟ ( شکست یا پیروزی )

 

حتما به سوالام جواب بدین ممنون از شما

قررررررررررررررررررررررررررربونه حمتون

 

|+| نوشته شده توسط س..... در پنجشنبه بیست و یکم آذر 1387  |
 سلام من به شما یاران

سلام به همه دوستای گلم

من تقریبا بعد از ۲ سال و۱۰ ماه دوباره اومدم وبلاگم رو آپ کنم

(احتمالن الان همه میگن قلط کردی اومدی آپ کنی)

جون من اینجوری نگین

اول میخوام واسه همه دوستایی که الان تو لینکم هستن   یکی یه گل بدم و نظر بزارم مخصوصا مریم

جون که خیلی دوست داشتنی و خوبه اون بهترین خاطره من تو وبلاگم.

میخوام با چند تا جمله قشنگ وبلاگم رو شروع کنم :

 دنیا خیلی قشنگه قشنگتر از اونی که فکرشو میکنید.

دنیا خیلی کثیفه و بیرحمه کثیفتر و بیرحمتر از اونی که فکرشو میکنید. 

آدما دو دسته اند یه دسته دنیارو قشنگ میبینند و یه دسته بیرحمو نامرد

به نظر شما کدومشون درسته ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

به نظر من ............................................. ولش کنید جوابشو بدن میدم.

چند تا سئوال دیگه :

به نظر شما دو نفر که عاشق همدیگه شدن و میترسن به هم بگن که عاشقت شدم تکلیفشون چیه ؟

به نظر من خاکبرسر دوتاشون

فرق دروغ با پنهانکاری تو چیه ؟

به نظر من هیچکدوم قابل بخشش نیستن

با صداقت باشید حتی اگر صداقت باعث بشه شما تنها بمونید (( که هرگز اینجور نیست آدم با صداقت

هیچوقت تنها نمیمونید )).

هر گز تو زندگی به عمل و یا کاری تظاهر نکنید چون بدون اینکه خودت بفهمی پیش همه و اونی که

دوست داره ارزش خودت رو از دست میدی. 

                     همه دوستای من یادشون باشه باید با من اینجوری باشن

 

 

|+| نوشته شده توسط س..... در دوشنبه چهارم آذر 1387  |
 خداحافظی
 

 

سلام به دوستان گلم

نوشین عزیز منو به یک بازی قشنگ دعوت کرد که من تو آخرین آپ خودم اون بازی رو اجرا میکنم .

باید اعتراف کنم که :

اسم شناسنامه من مرتضی و از بچگی به اسم سیاوش شهرت داشتم.

 همه غذاها رو دوست دارم به غیر از کدو و سیب زمینی آب پز.

تلخ ترین کلمه : خداحافظی                        تلخ ترین خاطره : تصادف برادرم

نقطه ضعف : بسیار دلسوز و دل رحم البته کمی هم زود خ.... (دور از جون دوستان) میشم.

بدترین اخلاق : یهو عصبانی میشم و کنترل خودمو از دست میدم. ( البته هر ۱۰۰ سال ۱ بار )

بدترین گناه : وقتی ۴ سالم بود یه بچه گربه ناز رو کشتم و بزرگترین آرزوم اینه که به آرزوهام برسم.

بهترین خصوصیات : صبور و خونسردم و تو اوج عصبانیت و خشمگینی لبخند رو لبام نقش میبنده. یعنی

همیشه خنده رو لبامه.نیشم وازه

یه نصیحت : مواظب خودتون باشید

یه گوشزد : انتخاب اینکه چگونه و کجا بمیریم دست ما نیست. ما فقط می تونیم تصمیم بگیریم که

چطوری زندگی کنیم.

دوستان عزیز منو ببخشید که تنهاتون میزارم ولی دو تا کار دارم که باید انجام بدم

۱- فردا ۲۷/۱۰/۸۵  برادرم رو از بیمارستان میارن خونه دیگه باید وقتمو صرف برادرم کنم

۲- دنبال یه دوست و رفیق خوب برای زندگی و آیندم باشم.

و در آخر از همتون ممنون هستم که تحت هیچ شرایطی منو تنها نزاشتین.

خیلی عزیزین

دوستتون دارم

 

 

زندگی افسانه افسانه هاست، هر کس به آن دل بندد ،

دیوانه دیوانه هاست، زندگی زیبای زیباییهاست.

زندگی معنای واقعی دورنگیها و یکرنگیهاست.

کاروان به راه افتاد بچه ها خداحافظ، زندگی گذرگاهی است از دورنگی، خوبی و بدی

بی گلایه، بی شکایت، در هوای بی نهایت، ما که رفتیم با ندامت، بچه ها خداحافظ

مشت زندگی باز شد، عمر ما اینجا تمام شد، بر سر دوراهی تقدیر، جاده قسمت ما شد.

بچه ها خداحافظ.

دریای غم ساحل ندارد،

              ساحل دریای محبت شروع زیبایی است

                                                          پایان راه زیبایی طلوع تنهایی است

غروب تنهایی آغاز راه عشق است.پایان راه عشق شروع دوست داشتن است.

دوست داشتن پایان ندارد.

شب در سکوت عاشقان به درازا رفت. چشمها همه در غم فردای دگر فرو خفتند. جز شیدای عاشقان که به امید فردا چشم به آسمان دوخته اند. بازهم در آن سوی زمان شاخه گلی پرپر شد و صدای شکستن و زره زره شدن تنهایی دگر ، با ورود غم بر قلب او به گوش رسید. نمیدانم این ابر سیاه که اسمان دل ما را در تنهایی می پوشاند و مانع از رسیدن نور خورشید زندگی به دل ما می شود، چه زمانی خواهد رفت. ایا برای رهایی یافتن از آن غم اندوه بار تنهایی باید گریست؟ اری

گریه می کنم

گریه می کنم تا اشکها آتش غمهایم خاموش کند.

ولی افسوس

               ولی افسوس که قطرات اشکم بسیار ناچیزند بر آتش غمهایم.

               همچو اسیر به تو که می اندیشم

تشنه می شوم.

                     با وجود این آتش سخت تشنه دیدن تو می شوم. خریده ام

                     آری این سوختن و ساختن را و این سختی و رنج را.

و آنچنان که پروانه

                    به دور شمع از عمق وجود و عشق خود می سوزد من نیز همچو

شمعی فروزان

                   می سوزم و می سوزرم و می سوزم. طوری که دیگر اثری از نور در

                                                          من نخواهد ماند و چشمان پر از اشک

                  من که امیدوارانه در انتظار توست آرام آرام خواهد خفت.

پس تو ای ربی بیا و مخواه که من تا ابد بسوزم و بسوزم و بسوزم.

قررررربونه همه دوستای گلم

 

|+| نوشته شده توسط س..... در سه شنبه بیست و ششم دی 1385  |
 تولدم

 

سلام به دوستان نازنینم

امروز ۱۰ دی روز تولدم بود

تولدم مبارک

برادر عزیزم  همراه با ....... عزیزم که اینروزا پیداش نیست

میخواست برام یه جشن حسابی  بگیره

ولی افسووووووووووووووووووس

البته من منتظرم حال برادرم کاملا خوب بشه تا یه جشن حسابی بگیرم

باید اعتراف کنم من میخواستم از ایران برم و تو کشور هند ادامه تحصیل بدم

ولی قسمت من این بود که فعلا اینجا باشم

یعنی با تصادف برادرم همه برنامه هام منتفی شد

اگه به خاطر برادرم نبود ۳ دی ماه من پرواز میکردم که برم بسوی غربت

الانم منتظرم تا حالش خوب بشه بعد گورمو گم کنم

قررررررررررررررررربونه همه دوستای عزیزم برم من

 

 

 

|+| نوشته شده توسط س..... در یکشنبه دهم دی 1385  |
 

 

سلام به همه دوستای گلم

 

الان حدود ۱۰ ساعت از اولین سالگرد وبلاگ نویسیم میگزره و این سالگرد مصادف شده با

 

بهتر شدن حال برادرم و باز شدن چشماش

البته هنوز حافظه خودش رو بدست نیاورده

بازم براش دعا کنید

 

حالا چند ضرب المثل خیلی خیلی باهال از این زنهای مارمولک مینویسم  دور از جون

انگلستان : زن فقط یک چیز را پنهان نگه میدارد آن هم چیزی است که نمیداند  (پس منقل هستند)

هلند : وقتی زن خوب در خانه باشد خوشی از در و دیوار میریزد  ( من که یکی گیرم اومد ولی بعد... )

استونی: از خاندان ثروتمند اسب بخر و از خانواده فقیر زن بگیر(یعنی اون پسر پولدارا همه اسبند)

فرانسه : آنچه را که زن بخواهد خدا خواسته است ( حرفی نیست ترسیدم  )

 و بدون زن مرد موجودی خشن و نخراشیده است

آلمان :

۱- کاری را که شیطان از عهده آن بر نیاید زن انجام میدهد  

۲- انکه را خدا زن داد صبرش هم داد ( واقعا که راسته  )

ایتالیا :

۱- وقتی زنی میمیرد یک فتنه از دنیا کم میشود.  ( از فردا نیاید تو خیابون )

۲- گریه زن دزدانه خندیدن اوست  ( وااااااااااااااااااااااااااااااییییییییییییییییییی )

یونان : شرهای سه گانه عبارتند از  : آتش - طوفان - زن ( پس این یونانیا سیل رو از یاد بردند )

اسپانیا : برای مردها مهم نیست زن بگیرند یا نه زیرا در هر دو صورت پشیمان میشوند  )

حالا هرکی ضرب المثل کشور ایران رو میدونه بگه

فدای همه شما که تو روز  سختی تنهام نزاشتین

( داداش فردین عزیز بسیار با معرفت و خوب - لیلا که خیلی عزیزه  - آرام عزیز -

نوشین عزیز - مریم عزیز -

ر  که خیلی عزیزه خیلی گله - شورک شریفی عزیز - فهیمه عزیز - هانی عزیز -

آبجی سپیده عزیز  و  آرش جان  ) 

هیچوقت شما و دعاهای شما رو فراموش نمیکنم

قررررررررررررررررررررررررررررربونه همه دوستای گلم

 

 

 

 

|+| نوشته شده توسط س..... در سه شنبه بیست و هشتم آذر 1385  |
 برای داداش گلم دعا کنید

 

سلام به دوستای گلم

من حالم خیلی بده

داداش گلم تصادف کرده حالش خوب نیست

الان ۳ روزه تو بیهوشی کامل رفته

براش دعا کنید

هر کی که اومد وبلاگ رو دید ۱بار آیت الکرسی بخونه براش

اون الان تو بیمارستان ایرانمهر تو بخش آی سی یو بستری شده

شما رو به خدا براش دعا کنید

من نمیتونم این درد رو تحمل کنم آخه داداشمو خیلی دوست دارم

خیلی دلم خون شده دنیا از همه جا و از همه طرف داره رو سرم خراب میشه

از همتون ممنون.

 

خدایا تو رو به

 

ذات مقدست قسم میدم

 

برادرم مصطفی رو شفا بده

 

 

 

|+| نوشته شده توسط س..... در چهارشنبه یکم آذر 1385  |
 من میخواهم تغییر کنم

 

سلام به همه دوستای گلم اگه یکم این فونتها به هم خورده منو ببخشید قول میدم که درستش کنم

چند تا جمله کلیدی میگم تا همه ازشون استفاده کنن

قررررررربونه همه دوستای گلم

برای رسیدن به هدف باید :

۱- جستجو کنی

۲- بیابی

۳- تصمیم بگیری

۴- بخواهی

۵- بدست بیاوری

البته جمله کلیدی (( آینده ای زیبا منتظر من است )) یادتون نره . 

و در آخر

زندگی عکسی نیست در پایان یک مسیر

پادزهر نا امیدی هدف است

هدف یک رویاست

آنچه را خلق میکنی که در رویاهایت به آن فکر میکنی

پس فکر کنید و بعد خلق کنید

این یک قانون در جهان هستی است

تمام        تمام       تمام          تمام

اگه زیاد ورراجی کردم به بزرگیه خودتون ببخشید ما رو

قررررررررررررررررربونه همه دوستای گلم برم

راستي همه شما بايد توي اين وبلاگ برين و نظر بدين

http://diyarmehr.persianblog.com


هر كي اينجا نره يعني دوست من نيست

ببينم چيكار ميكنيد رفقاي دوست داشتني من

 

 

|+| نوشته شده توسط س..... در پنجشنبه دوم شهریور 1385  |
 

 

سلام به دوستای گل و قشنگم

زیاد حرف نمیزنم چون حالم اصلا خوب نیست

نظرتون راجع به این چند کلمه چیه؟

 

 

۱- خیانت و گذشت

 

 

۳- دروغ و راست

 

 

۴- تظاهر و  بی ریا

 

 

۵- اعتماد و صداقت

 

 

دوستای گلم

برام دعا کنید

 

قرررررررررررررربونه همتون برم من

 

 

|+| نوشته شده توسط س..... در شنبه سی و یکم تیر 1385  |
 عشقولانه

 

سلام به دوستای عزیز و گلم

ببخشید که نتوستم بیام و به دوستای گلم سر بزنم آخه گرفتار بودم.

بخونید و حالشو ببرید.

آنگاه که با نگاهی خسته در ظلمات و تاریکی و در آن تنهایی، سخت و غمگین قدم بر میداشتم،

اشکهایم از چشمانم چون باران سرازیر میشد ،

وقتی صدای قدمهای سنگین

                                      تو که هر آتشی را خاموش میکند آرام آرام بگوش میرسد

و وقتی گرمای پر حرارت نگاه تو هر قلب سردی را

به تپش می اندازد

                          من بیشتر افسوس جدایی از تو را میخورم.

اما جرعت اینکه بگویم میخواهم ذره ای از وجود با عظمت تو باشم را ندارم و میهراسم،   

و همچنان با یاد تو میگریم ،

                                     با یاد تو نفس میکشم،

                                                                      با یاد تو زندگی میکنم،

                                                                                                     و با یاد تو میمیرم.

 

قرررررررررررررررررررربونه همه دوستای گلم

 

 

|+| نوشته شده توسط س..... در یکشنبه هجدهم تیر 1385  |
 دین اسلام

سلام به دوستای گلم

 

دوستان عزیزم من هرچی فکر کردم در مورد دین اسلام به نتیجه ای نرسیده ام جز این سه قانون که

قانونهای اول اسلام هستند.

 

۱- خود شناسی

 

 

۲- خدا شناسی

 

 

۳- به درجه خدایی

 

رسیدن

 

و بقیه قانونها از قبیل (( از قبیل محرم و نا محرم ، زن صیغه ای  و ..... قانون های من درآوردی دیگر خبر

ندارم ))

 اما این چیزا هم یادتون نره که در تمام ادیان گناه کبیره به حساب میان.

۱- پایمال کردن حق دیگری

۲- دروغ گفتن

۳- داشتن چشم حیز به نزدیکان

۴- ربا و ریا کاری

من دیگه عقلم به جایی قد نمیده

قررررررررررررررررررررررررربونه همه دوستای گلم برم

 

 

|+| نوشته شده توسط س..... در دوشنبه پنجم تیر 1385  |
 نمیدونم چی بنویسم

 

با سلام خدمت دوستان گرامی

یه خبر خيلي بد برای دوستان گلم دارم اونم اینه که کتف دست چپم که در رفته بود پیداش کردم و

گذاشتم سر جاش. دوم دست راستم هم که شکسته بود تقریبا جوش خورده.

خوب دوستان گلم ميخوام يه بيت شعر بنويسم كه خودم خيلي دوسش دارم.

 

روزي كه از تو جدا شم روز مرگ خنده هام                    روز تنهايي دستام فصل سرد گريه هام

 

خوب اول از آبجيه گلم سپيده خانوم تشكر ميكنم كه هميشه با نظراتش رنگ و بوي

اين وبلاگ رو عوض ميكنه

بعدم از داداش فردين گل كه هيچ وقت منو بدون آب هويج نميزاشت بمونم

سوم من اشتباهي بعضي از پيوندها رو پاك كردم خواهشا دوباره لينك بزارين

راستي من تو پست بعديم ميخوام در مورد اسلام و فوايد اون بنويسم نظرتون چيه؟

قررررررررررررررربونه همه دوستاي گلم برم

 

 

|+| نوشته شده توسط س..... در یکشنبه بیست و هشتم خرداد 1385  |
 سلام

 

سلام به دوستای گلم

اول عذرخواهي ميكنم كه دير اومدم و آپ كردم

دوم بايد بگم خوشبختانه من يه تصادف شديد داشتم كه باعث شد دست راستم بشكنه و

 

كتف دست چپم هم از جا دربياد و دربره حالا نميدونم كجا در رفته

 

اين متن رو هم چون خودم دستشكسته ام دادم سياوش قبلي نوشت.

 

اگه نمردم به اميد

آپ كردني دوباره

 

 

 

|+| نوشته شده توسط س..... در شنبه بیستم خرداد 1385  |
 به هم دیگر انرژی مثبت دهیم
 

سلام به همه دوستان گل

یاد بگیرید که همیشه مثبت اندیش باشید.

۱- ما برای غم و غصه آفریده نشده ایم، پس بیهوده فکر خود را در زندان قرار ندهید و آن را آزاد کنید تا به سوی آینده پرواز کنید.

۲- این هستی بی حساب و کتاب نیست و حیات هیچ موجودی به خودش واگذار نشده است، س بیایید تا زمانیکه نمیدانیم کی فرا خواهد رسید درست و بدون عذاب وژدان زندگی کنیم.

۳- خودمان را با توجه به امکانات و موقعیت موجود بسازیم و به فکر پیشرفت باشیم.

۴- به خاطر شکستهایی که برامون بوجود آمده هرگز خودمون رو سرزنش نکنیم و از موقعیتها استفاده مثبت ببریم.

۵- هیچگاه خودمو رو با گذشته و یا هیچ کس مقایسه نکنیم چون باعث گمراهی فکر میشه.

 

قررررربونه همتون برم عزیزان

 

انگار منو مثل دوست قبلیتون تحویل نمیگیرید

 

ولی جون من نظر بدین.

 

 

|+| نوشته شده توسط س..... در جمعه پنجم خرداد 1385  |
 
 
بالا